ملک وقف

روزگار یک ملک وقفی

ملک وقف

روزگار یک ملک وقفی

حواست هست؟ زمان ما را با خود برده است رفیق.

آخرین مطالب

بتن

يكشنبه, ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۳:۲۶ ق.ظ


                  

برای تعیین مقاومت و سختی بتن مصرفی در ساختمان باید به تعیین مقاومت بتن می رفتم. سر راه، اینستا را بالا و پایین می کردم که رسیدم به این پوستر. هی نترس، به عقب برنمی گردیم. البته ترجمه تحت لفظی است.

ازمایش مقاومت بتن به خوبی انجام شد. مهندس که داشت برگه تاییدی مقاومت را برای چندمین بار امضا می کرد، گفت: با خیال راحت بسازید، عین بتنی که تو راکتور اراک ریختن مقاوم است‌. خندید و برگه را دستم داد. داغ کرده بودم. وقتی حرف از راکتور اراک می شود، داغ می کنم. از ازمایشگاه بیرون زدم که پدرم تماس گرفت و گفت: بابا تو‌ بیکاری هر چند وقت یکبار این مقاومت بتن رو میبری ازمایشگاه تمدید کنی؟ گفتم: باباجان شاید فردا، پس فردا یه پولی اومد دستمون و کار رو شروع کردیم. گفت: بازار مسکن خوابیده، چرا باور نمی کنی‌. ساختمون سازی تموم شد. سه چار سال پیش با خودم گفتم واحدهای کوچه حکمت یه سودی میده که هم برات استین بالا بزنیم، هم یه پولی بدم سرمایه ات بشه. برای خودت کار کنی. چی شد؟ هیچی. سر به سر فروختیم تا فقط ضرر ندیم. طفلک مامانت چقدر غصه ات رو میخورد؟ اخرم عروسیت رو ندید و رفت. بعد چند لحظه سکوت دوباره صحبت هایش را از سر گرفت: پاشو بیا این ماشین شارژی رو سرهم کن من و اقا حسینی ازش سر درنمیاریم. اصلا علی بیا بزنیم تو کار واردات ماشین شارژی. سکوتم ادامه داشت. با صدایی از خشم و غم ادامه داد: فکر می کنی من خوشم میاد از ساختمون سازی دست بردارم؟ بیست سال کارم این بود برم پی زمین بعد نقشه و ساخت. صبح زود پاشو برو کارگر بیار. حواست باشه اهل کار باشن. مراقب و حواس جمع. ساختمون محکم باشه. نقشه رو مهندس یه چی می کشید من یه چی دیگه اش می کردم، هزینه بازبینی چندباره نقشه رو به جون میخریدم، چون فکر می کردم زن و بچه خودم توش میخوان زندگی کنن‌. وقتی دوتا جوون میومدن برای خرید خونه ذوق می کردم و شکرگزار خدا که لایق بودیم وسیله خونه دار شدنشون باشیم. ولی حالا، تو اصلا میفهمی چقدر سخته کارگرا و اوستاکارا زنگ میزنن و ازم کار میخوان، منم میگم شرمنده فعلا کار نمی کنم. هر وقت پروژه ای بود زنگ میزنم. دیگه حتی نای خداحافظی هم ندارن. من میدونم شرمندگی یه مرد پیش خانواده اش یعنی چی پسر. میشکنم وقتی نمیتونم براشون کاری کنم. صدای شکستنش رو از پشت تلفن میشنیدم. گفتم: بابا اون کار شما نیست بذارید بیام باهم سرهم می کنیم. گوشی را که قطع کردم، صفحه مربوط به پوستر هنوز باز بود. به عقب برنمی گردیم. نه. بتن با ان مقاومت اجازه نمیدهد به عقب برگردیم.


  • من او

نظرات (۱)

خداقوت 
پاسخ:
تشکر و خدا قوت هم 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی