ملک وقف

روزگار یک ملک وقفی

ملک وقف

روزگار یک ملک وقفی

حواست هست؟ زمان ما را با خود برده است رفیق.

آخرین مطالب

چادرم

يكشنبه, ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۲:۳۷ ق.ظ

خاله ناهید برایم از مشهد یک چادر عربی اورده بود. انقدر ذوق زده بودم که از همان جا سرم کردم. قبل‌تر مامان نمیگذاشت چادر سر کنم، می ترسید زده شوم و خاطره بدی برایم بماند. از طرفی چادر سر کردن بازی نبود. قاعده و قانون خودش را داشت. باید با او رفیق می شدی. انس می گرفتی. مامان این را خوب می دانست. ان اوایل با اصرار من، چادر کوچک شده خواهرم را به قدم کوتاه کرد. وقتی دید من با ان چادر هم راضی ام و از سر برنمیدارم، به خاله ناهید سفارش سوغاتی من را کرد. خوب یادم میاد که از خانه شان تا خانه مان روی ابرها راه میرفتم. من یک چادر داشتم، برای خود خودم. ذوق چادر دار شدن و چادر سر کردنم رسید به دور دوم ریاست جمهوری اقای خاتمی. با مامان که بیرون میرفتیم نگاه ها غریبه بودند. البته لبخندهایی هم بود. نمیدانم اولین بار کی شنیدم ولی یادم میاید که  کلمه اُمل در ان سال ها تکرار میشد. با سن کمم تقریبا میدانستم اُمل کلمه دوست داشتنی و خوبی نیست. اما نمیفهمیدم که چرا باید به مامان و من چادری بگویند اُمل. فقط برای این که چادر رفیقمان بود؟ ان وقت ها ازادی در مانتو کوتاه و روسری های عقب رفته تعریف می شد.

 ان روزها بود که معنی ازادی را خوب فهمیدم.

در تمام ان سالها وقتی این کلمه را از رهگذری می شنیدم دست مامان را محکم فشار می دادم. مامان لبخند میزد و دلم را با نگاهش گرم می کرد. ارام بود چون می دانست رفاقتم‌ با چادر راحت به دست نیامده تا راحت از دست برود. 

امتحان چادر سر کردن و چادری ماندنم اغاز امتحان هایی بود که الان هم دچارش هستم. با دور دوم ریاست جمهوری اقای روحانی یاد ان روزها افتادم. هر چند مامان نیست تا دستم را در دستش محکم فشار دهم اما عقیده ای که با ان تربیتم کرد همچنان در من جاری و ساری است. چادر بهانه چارچوب عقایدم بود که مامان پی اش را گذاشت و تا مدت ها مراقبت کرد تا نهال اعتقادهایم جان بگیرد. حالا نهالم برای خودش درختی شده و شاخ و برگ دارد. گاهی حرکتش کند می شود. اما همیشه در حال رشد است. 

این درخت امید به میوه و ثمره دارد. چارسال هم وقت مناسبی است برای رشد البته نگاه به چار سال نیست. نگاه به افق است و پرچمی که باید انجا بزنیم.

پ‌ن: هر چند اول راه چار سال پیش بود ولی هنوز هم میشه کار کرد. اگر کار کردیم بیشتر و بهتر ادامه بدیم.


  • من او

نظرات (۲)

متن زیبایی بود..
امیدوارم که شما هم یه روزی مثل مادر گرامیتون یه دختر چادری خوب تربیت کنید.. :)


پاسخ:
ممنون
سرمایه محبت زهراست چادرم...
و من
چقدر دلخوشم به تو...با تو...
همیشه باش...
#چادرم

پاسخ:
بله بانو
دلخوشی بزرگی چادری بودن :) و یه مخاطب مثل شما داشتن
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی