ملک وقف

روزگار یک ملک وقفی

ملک وقف

روزگار یک ملک وقفی

حواست هست؟ زمان ما را با خود برده است رفیق.

آخرین مطالب

غدیر

دوشنبه, ۳۰ مرداد ۱۳۹۶، ۰۹:۳۱ ب.ظ

پیامبر خدا دست علی را بالا گرفته. مردم دور تا دور انها ایستاده اند و چشم به لبان مبارک محمد دوخته اند.

در عرش ههمه ای برپاست. فرشتگان قرار ندارند. علی را ببین. ان نور از ان محمد است یا علی؟ ان دو از یک نورند. انقدرها هم زمین جای بدی نیست. اری به شرط اینکه این دو همیشه روی زمین بمانند. مگر محمد و علی تاب دوری از خدا را دارند. نه، همین حالا هم چندین و چند فرشته در اطراف این دو هستند که یک وقت از شدت شوق به پروردگار جسم‌شان را جا نگذارند و به ملاقات خدا نیایند. ساکت باشید، بگذارید بشنویم که رسول الله چه می‌گوید. فطرس راست می‌گوید. کلام محمد، جان می‌دهد به دوست‌دارانش. والله که محمد و آلش کشتی نجات عرشیان و فرشیان اند _اشک از چشمان فطرس می چکد و به بال‌هایش خیره می‌شود_ فرشتگان همه گوش شدند برای کلام مصطفی.

کمی ان طرف‌تر جناب جبرییل بعد از رساندن وحی به رسول الله به عرش برگشته و در تنهایی به نوری خیره شده. نوری که از اسمان به زمین تابیده می‌شد و به غدیر خم می‌رسید، در نقطه ای رو به محمد و علی. جبرییل با حیرت به نور نگاه می‌کند. نمی‌تواند چشم‌ بردارد. او سالهاست که خادم نور است. ناگهان فاطمه رو به اسمان می کند و به جناب جبرییل لبخند می زند.

محمد در حالی که دستان علی را بالا گرفته بود، فرمود: من کنت مولا فهذا علی مولا.


پ‌ن: یهویی نوشت.

  • من او

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی